<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گیتار شکسته </title>
<link>https://6560.blogfa.com</link>
<description>زندگي‌ام را پيرامون تو نخواهم ساخت، بلكه تو را در بطن زندگي‌ام خواهم كاشت</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 21 Dec 2007 18:42:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>راه.....</title>
<link>https://6560.blogfa.com/post/193</link>
<description>چه غمگین سروده شدیم بر غروب غمگین این شهر و چه بیصدا درد میکنیم و زندگی میکشیم ....... راه همیشه ناتمام است برای من ،برای تو، برای ما برای آن ها که فاصله وهدف را در پیمودن راهی می بینند که هنوز مقصد مشخص نیست وما به کدامین گناه این گونه بی هدف سرمی کنیم.لحظه های بی باور را که طلوع ما تبسمی بیش نیست برای لحظه های رفتن وپرپرشدن در فاصله ی نامعلوم وبهتی همیشگی که هیچ گاه میان لبخندها وگریه هامان ناپیداست، ناپیدا تر از آنچه که تو فکر می کنی یا هرکسی می اندیشد</description>
<pubDate>Fri, 21 Dec 2007 18:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>6560</dc:creator>
<guid>6560.blogfa.com/post/193</guid>
</item>
<item>
<title>گل من باغچه نو مبارک...</title>
<link>https://6560.blogfa.com/post/192</link>
<description>چقدرسخته توچشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیدوبه جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی وبه جای اینکه لبریز کینه ونفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته دلت بخواد سرت وباز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیرآوار غرورش همه وجودت له شده... چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اماوقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی... چقدرسخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه امامجبورباشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری چقدرسخته گل آرزوهاتو توباغ</description>
<pubDate>Sat, 02 Jun 2007 19:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>6560</dc:creator>
<guid>6560.blogfa.com/post/192</guid>
</item>
<item>
<title>تنهاتر ازماه....</title>
<link>https://6560.blogfa.com/post/191</link>
<description>با ماه گفتگو کردم. او به من گفت توهم به اندازه ی من تنهایی؟ من در پاسخ به او گفتم من از اون ستاره ای که شب در یک آسمان غریب گم شده ست تنها ترم. به حدی تنهام که نفس کشیدن برام مثله چشیدن طعم مرگ ست. تنهایی من رو حتی او که عشقش در خون من جاریست نمی بیند. ماه به من گفت منم تنهایم و بی صدا دراین تاریکی شب زنده ام. به او گفتم تو تنها نیستی. همه ی موجودات که در این سر زمین زندگی می کنند. تو را می بینند با تو سخن می گویند.</description>
<pubDate>Tue, 03 Apr 2007 10:01:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>6560</dc:creator>
<guid>6560.blogfa.com/post/191</guid>
</item>
<item>
<title>همیشه فاصله است ...</title>
<link>https://6560.blogfa.com/post/190</link>
<description>مرا یکدم دل از خوبان جدا نیست ولی صد حیف که در خوبان وفا نیست به خوبان دل سپردن کار سهل است ز خوبان دل گرفتن کار ما نیست نفرتی که از تو دارم واسه گفتن کم میارم عشق و عاشـقی دروغـه این و من باور ندارم یادته میگفتی بی تو این دنیا برام یه گوره هستیم و به پات میدادم حالا اون روزا چه دوره دلم خونه از این زمونه ، این و فقط خدا میدونه دلم خونه از این زمونه ، این و فقط خدا میدونه همیشه فاصله است بین انچه که باید باشد و انچه که هست ..پس همیشه دلیلی هست دلیلی بر</description>
<pubDate>Sat, 16 Dec 2006 14:57:15 +0330</pubDate>
<dc:creator>6560</dc:creator>
<guid>6560.blogfa.com/post/190</guid>
</item>
<item>
<title>امشب دلم گرفته...</title>
<link>https://6560.blogfa.com/post/189</link>
<description>امشب به چشمک ستارگان که از اعماق آسمان نثارم می کنند می نگرم اما هیچ اثری از عشق در چشمک نورانی آنان نمی یابم امشب دلم گرفته است و حتی درخشش ماه هم نمی تواند مرهمی برای قلب شکسته ام باشد امشب سیاهی آسمان با سیاهی چشمانم یکی شده است و قطرات باران که نرم نرمک بر بام گونه هایم می بارند و مرگ عشق را یاد آور می شوند امشب بوسه ستارگان بر لبان معشوق دردی از عشق نمی کاهد نمی دانم چرا امشب هوا بوی مرگ می دهد نمی دانم چرا امشب نسیم عشق را بر گونه هایم حس نمی کنم</description>
<pubDate>Sun, 10 Dec 2006 14:35:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>6560</dc:creator>
<guid>6560.blogfa.com/post/189</guid>
</item>
<item>
<title>بر او ببخشایید....</title>
<link>https://6560.blogfa.com/post/188</link>
<description>تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست.تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست.تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم.تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست.تنهايي را دوست دارم زيرا.در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد آرزومند آرزوهایتان تنهاترین تنها بر او ببخشایید بر او که گاه گاه پیوند دردناک وجودش را با آب های راکد و حفره های خالی از یاد می برد و ابلهانه می پندارد که حق زیستن دارد بر او ببخشایید بر خشم بی</description>
<pubDate>Fri, 08 Dec 2006 12:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>6560</dc:creator>
<guid>6560.blogfa.com/post/188</guid>
</item>
<item>
<title>این پست وبیاد دوست وراهنمای خوبم ندا جون می زارم</title>
<link>https://6560.blogfa.com/post/187</link>
<description>نوشته های زیرو دوست خوبم ندا جون واسم فرستاده هر چه کني ، بکن ، مکن ، ترک ِ من اي نگار من! هر چه بـَـري ، ببـَـر ، مبـَـر ، سنگ‌دلي به کار من! ... هر چه هِلي ، بــِـهل ، مَهــِـل ، پرده به روي چون قمر! هر چه دَري ، بدَر ، مـَـدَر ، پرده‌ي اعتبار من! ... هر چه دهي ، بده ، مده ، زلف به باد اي صنم! هر چه نهي ، بنه ، منه ، دام به ره‌گذار من! ... هر چه کِشي ، بکِش ، مکِش ، باده به بزم مدعي! هر چه خوري ، بخور ، مخور ، خون ِ من اي نگار من! ...</description>
<pubDate>Wed, 29 Nov 2006 20:28:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>6560</dc:creator>
<guid>6560.blogfa.com/post/187</guid>
</item>
<item>
<title>خيلي سخته...</title>
<link>https://6560.blogfa.com/post/186</link>
<description>خيلي سخته چيزي رو که تا ديشب بود يادگاري صبح بلند شي ببيني که ديگه دوستش نداري خيلي سخته که نباشه هيچ جايي براي آشتي بي وفا شه اوني که جونتو واسش گذاشتي خيلي سخته اون کسي که اومد و کردت ديوونه هوساش وقتي تموم شد بره و پيشت نمونه خيلي سخته که عزيزي يه شب عازم سفر شه تازه فرداي همون روز از دوست عاشقش با خبر شه خيلي سخته توي پاييزبا کسي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد به اون بگي که چشمات نمي خواد اونو</description>
<pubDate>Sun, 26 Nov 2006 20:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>6560</dc:creator>
<guid>6560.blogfa.com/post/186</guid>
</item>
<item>
<title>تنهــــــــــــــــــــــــایی....</title>
<link>https://6560.blogfa.com/post/185</link>
<description>اينجا من هستم؛ سکوتي محض، سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو اينجا من هستم ؛ تهي از زندگي و روزمرد‌گي ، خالي‌تر از هميشه؛ با کلافي درهم و پيچ در پيچ معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستاده‌ام اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي من هستم و سازي مبهم اينجا من مانده‌آم تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم من هستم و گلي پرپر شده از عشقي کور من هستم و يکرنگي شکسته‌ام اينجا در شهري دور من مانده‌ام به انتظار هر لحظه که ميايي در شهري خاک گرفته و غروبي تنگ ،</description>
<pubDate>Sat, 25 Nov 2006 20:08:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>6560</dc:creator>
<guid>6560.blogfa.com/post/185</guid>
</item>
<item>
<title>جانی دارم و آن را فدایت می کنم</title>
<link>https://6560.blogfa.com/post/184</link>
<description>جانی دارم و آن را فدایت می کنم اشکهای دیدگانم را عطایت می کنم خوبرویان گرچه مشهورند در دلدادگی من ولی از جمله خوبان جدایت می کنم تو چون شیرین ومن با تیشه ی عشقت شبی بیستون سینه ام را خاک پایت می کنم چشمان من غریق اشک هجران تو شد با تمام خستگی هایم صدایت می کنم نازنینا زندگی را بهر چشمان تو باختم بازهم هر لحظه و هر دم دعایت می کنم</description>
<pubDate>Sat, 25 Nov 2006 10:01:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>6560</dc:creator>
<guid>6560.blogfa.com/post/184</guid>
</item>
</channel>
</rss>
