شکوفه هاي نگاه توست که عطر خاطره هاي

دور را به یادم می آورد

سخاوت دستهاي زيباي توست که گل عشق

در باغچه خانمان میکارد

واژه هاي قشنگ و پر معناي توست که در دفتر

عشقم به یادگار میماند

اندوه از دست دادن توست که غبار مرگ بر دلم

می افشاند

انديشيدن به چشمان بي پرواي توست که خواب

ناز را از دیدگانم میرباید

پيوند دستهاي من و توست که شوق زندگي در

دلم می رویاند

وعده هاي پر اميد توست که برايم نويدخوشبختی

به ارمغان می آورد

شبنم اشکهاي توست که بر چهره ام گلهاي غم

می کارد

صداي آشناي توست که مرا پيوسته به سوي

خود میخواند

من همونیم که بودم،توئی که عوض شدی