بگذارسر به ...
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی،آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق،آزار این رمیده سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا گویمت اندوه چیست ؟عشق کدام است؟غم کجاست ؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمری است در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آنچنان که اگر ببینمت به کام،خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی در کنار من
بیمارخنده های توام ،بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 18:53 توسط محمد قربانپور
|