بازم میگم دوستت دارم؟
هواي تازه ی تنها يی ها از راه رسيده
بغلم کن آخرين بار
وقت رفتن رسيده
ولی رفتنی که برگشتن آن نزدیک است
يک کمی خنده واسه روزای بارونی دارم
که می خوام توی جيبم نزديک قلبم بذارم
يه بغل خاطره از تو توی کوله بارمه
يک کمی اشک و گلايه لای دستمال پيچيدم
وقتی دلم تنگ تو شد
غم تو توشه ی راهمه
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۵ ساعت 17:52 توسط محمد قربانپور
|