پاسخ خدا ؟
هر لحظه از خدای خود میپرسم گناه من چیست
که باید دچار این عشق دور شوم عشقی که معشوقش منم و باید از
عشق خود دور باشم از خدا میپرسم که من کی او را میبینم و آزاد میشوم؟
نه آزادی از زندان مرگ...آزادی از زندان زندگی...که مرا از عشق خود دور
کرده است فریاد می زنم و می پرسم از خدا که من کی رها خواهم شدرهایی از فراق..
.رهایی از دوری و سختی و رهایی از دشواریهای زندگی و فریاد می زنم و از خدا
می پرسم که من کی به آرزوهایم می رسم؟آرزوی او....آروزی وجود او..
آرزوی به پایان رسیدن این راه دور...و آرزوی رسیدنم به
عشق دورم می خواهم ...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۸۵ ساعت 18:11 توسط محمد قربانپور
|