به نام آنکه نگین دوستی را در انگشتر تنهایی نهاد

بدترین روز ما روزی است که نخندیده باشیم.

راز دلت را به چشمانت هم نگوچون میگریند وراز نگه نمی دارند.

قلبت را به کسی بسپار که قلب همه هستی برایش می تپد.

دنیا گلی است که گلبرگ هایش خیالی و خارهایش حقیقی است.

از روی رنگ خاکستری مو نمی توان عمر قلب را شناخت.

ناممکن واژه ای از لغتنامه ی بی اراده هاست.

سعادت در یک دوره فقط دانستن مقصود زندگی است.

تا ماه طلوع نکند روشنایی نمی تابد.

در سیاهی شب به ستار

با عشق هر چیزی ممکن است

 

اشک رازی است

لبخند رازی است

عشق رازی است

اشک آن شب ...

لبخند عشقم بود

 

 

 

به نام یگانه گل زندگییم

برای رفتن راهی دراز است

من و تو می گذریم

مثل لحظه ها دست به دست هم

زیر نور ستارگانی

که عاشقانه می در خشند.